فرض کن دو تا رفیق بیست ساله اید ... قدیمی ... از بچچگیها

بعد تصمیم می گیرید با هم شریک شوید و دوتایی مغازه بزنید

و سه ماه نگذشته کار به شکایت و شکایت کشی میکشد

دو تا نکته دارد این فقره :

یکی اینکه آدمیزاد عجب موجود مزخرف و پیچیده ای ست!

دوم اینکه مادیات عجب چیز پیچیده و مزخرفی ست!!

نظرات 39 + ارسال نظر
واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:26 ق.ظ

آدمیزاد موجود منافق و مکاریه که دست ابلیس رو از پشت بسته خودش هم خبر نداره، انقدر آدمها به راحتی از موقعیتهای بی پولی دیگران استفاده می کنند برای انواعی از سو استفاده ها و حقه ها و مکرها که انواعش رو خودتون می دونید نیاز به مثال زدن نداره...
نه به خدا مادیات چیز مزخرفی نیست، مادیات آدم رو به همه جا می رسونه به همه چیز... ما آدما بی جنبه و بی ظرفیت و حقیریم... و به پول که می رسیم عین نوکیسه ها و تازه به دوران رسیده ها فخر فروشی می کنیم...
پز می دهیم و پولمون به رخ می کشیم و با پول کبله سر هم می ذاریم و کلاه برمی داریم و...

تیراژه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:27 ق.ظ http://tirajehnote.blogfa.com

هر دو گزینه شاید..

واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:32 ق.ظ

تصحیح:

با پول کلاه سر هم می ذاریم و کلاه برمی داریم و...

تیراژه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:32 ق.ظ http://tirajehnote.blogfa.com

هوم
گزینه ای نبود
هر دو نکته محتمل دانسته شده بود

پس ناگزیر یک "اوهوم" کشدار..
البته با این حال امشب من
فردا شاید نظرم چیز دیگری باشد..بیایم داستان ببافم از اینکه هر کدام شاید در جایگاه خودشان حق داشته اند و یا شاید یک سو تفاهم مالی باعث شده بزنند به تیپ و تاپ هم و پول چرک کف دست نیست و آدمیزاد اشرف المخلوقاتی است که در عین خطاکار بودنش گاهی به شدت مظلوم و طفلکی و گاهی هم چه بسا به شدت خوب و منزه و نیکوکار میشود و قس علیهذا

اما در حال حاضر همان "اوهووووووم" ای که آن بالا عرض کردم جواب میدهد ولاغیر

واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:38 ق.ظ

اینکه آدمها در فقر یا در ثروت با هم رفیق باشند ملاک نیست، در هر رابطه ای باید دقیق شد که در پس ولخرجی ها چه انتظارات و چه نیاتی پنهانه!

خیلی خیلی کم پیش میاد ماها از سر احترام به هم هدیه بدهیم اغلب اهل معامله ایم هدیه می دهیم که در ازایش هدیه بزرگتری دریافت کنیم! و وای به روزی که به انتظار و نیتمون نرسیم اون وجه لاشخوری وجودمون بیدار می شه!

پروین چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:31 ق.ظ

کاملا با این حرفت موافقم محسن جان. دوستی باید خیـــــــــلی خیـــــــــلی عمیق باشد تا از چنین آزمایشی سربلند بیرون بیاید. دوستی های بسیاری را دیده‌ام که بر سر مسائل مادی در شراکت بخصوص، به دشمنی تبدیل شدند و این واقعیتی بسیار غم‌انگیز است.

مهربان چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 07:22 ق.ظ http://mehrabanam.blogsky.com/

سه تا نکته هم بنده در این فقره دارم :

سوم اینکه رفیق بیست ساله عجب رفیق مسخره ایست و نباید بذاری رفاقتات به بیست سال برسه و زود کاتش کنی....

چهارم اینکه کلا تصمیم گرفتن و حرکت زدن و مغازه باز کردن در این دوره زمانه کار بی فایده ایست و باید همین طور لنگ روی لنگ بندازی و سیگار بکشی و شپش های توی جیبت رو بشمری....

پنجم اینکه شریک و شراکت چیز خوبی نیست و فاز نمی دهد.... و همه اش باید درآمدتو با یه نفر دیگه نصف کنی. من هم باشم سه ماه که سهله سه روزه کارم به شکایت کشی می رسه.... چه رفاقتی ... چه کشکی... چه دوغی...

مهربان چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 07:26 ق.ظ http://mehrabanam.blogsky.com/

اینجا لازم می دونم به یه نکته ی جالبی اشاره کنم...
اون هم اینکه تو کلا سه خط نوشتی ولی کامنت داری در حد کلیله و دمنه...

نینا چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:39 ق.ظ http://taleghani.persianblog.ir/

سوم اینکه شراکت تو این زمونه چیز مزخرفیست

جزیره چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:48 ق.ظ


مامانگار چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:39 ق.ظ

ما ایرونی جماعت با احساس و هیجاناتمون زندگی میکنیم و تصمیم میگیریم..به درست و غلطش کاری نداریم...نه عاقلانه فکر میکنیم و نه به کار با دیده علمی و اصولی نگاه میکنیم...در یک کلمه همه چیزمون"خاله زنک بازیه"..

فرناز چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 10:49 ق.ظ http://www.zolaleen.persianblog.ir

من نظرم متفاوته..ما فکر میکنیم حوزه کار و مالی هم همون حوزه رفاقته و همون انتظاراتو توش از هم داریم. اشتباهه که ما با رفیقمون کار کنیم. ما با رفیقمون باید رفاقت کنیم. اینها دو چیز متفاوت از هم هستن...

تیراژه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 10:56 ق.ظ http://tirajehnote.blogfa.com

لایک به نظر فرناز
یه نکته ی مهم این وسط ناگفته باقی مونده بود اگر کامنتش نبود

محسن باقرلو چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:07 ق.ظ

سرکار خانم فرناز
یعنی رفقایی که بی مشکل با هم کار کنن نداریم ؟

واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:12 ق.ظ

شراکت نه... ما حتی اگر به رفیق صمیمی مون پولی قرض بدهیم که اون طرف سر موعد هم قرضش رو پس بدهد ناخودآگاه ازسر لطف باهاش برخورد می کنیم...

یعنی یه جایی توو ذهنمون یه پرونده باز می کنیم که اونروزی که فلانی پول لازم داشت من بودم که زیر بال و پرش رو گرفتم، کی به دادش می رسید...

بعد اینه که توو ناخودآگاهمون حتی اگر به رو نیاریم یه حس برتری نسبت بهش داریم، یه حقی برای خودمون قائلیم و تا اون طرف جبران نکنه به خودمون مدیون می دونیمش...

واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:15 ق.ظ

در این زمینه ها حیوانات از ما جماعت آدمیزادها شرفتمندانه تر رفتار می کنند... شکارشون رو بی توقع با هم سهیم می شوند...
ته مونده ها و لاشه هایش را هم می گذارند برای کلاغها و لاشخوران!

میلاد چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:46 ق.ظ

محسن خان من همون نمونه ایم که گفتید

الان 2 سال با رفیقی که عین برادر برام شده، دارم کار می کنم، نه تنها ضرر نکردم، کای سود و منفعت هم بردم

پس میشه هم رفیق بود هم کار کرد

می خواستم بگم این مثال نقض صحبت نینا خان، فرناز خانم و خانم واحه است والبته تیراژه عزیز

سمیرا چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:20 ب.ظ

میشه رفیق بود و شریک هم شد اما خودتون میگید رفیق نه نا رفیق!
توی هر جریانی باید هر دو طرف کوتاه بیان ، باهم راه بیان ،به حرفای هم گوش کنن!اما....
از قدیم گفتن اگر کسی را میخوای بشناسی باهاش یا هم سفره شو یا هم سفر.
مطمئنن اگر با هم در طول این 20سال هم سفره و همسفر میشدیم و دقت میکردیم ایشون چه خصوصیتی داره و ما چه خصوصیاتی ، دستمون میومد که میتونیم شریکای خوبی برای هم باشیم یا نه.البته شاید هم همسفر شده باشیم ولی دقت لازم را نداشته ایم!

میم مثل من چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:46 ب.ظ http://mona166.blogfa.com

باید به اصل فک کنیم که چه چیزی باعث شده که این مادیات مسبب از بین رفتن یه دوستی قدیمی میشه...

مسلما هرچی وضع اقتصادی جامعه و مردم بدتر بشه ،این پیچیدگی و مزخرفی آدمیزاد و مادیات بیشتر معلوم میشه...

ژولیت چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:30 ب.ظ http://migrenism.blogsky.com

رفیقای درست و حسابی رو اتفاقا اینجور وقتا می شه شناخت! دیدم که می گم:)
قدمت رفاقت ربطی به خوب بودنش نداره. رفاقت ها رو باید تو دست اندازها سنجید:)

حسین - یه دوست قدیمی ! چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 02:16 ب.ظ http://www.hoossein.blogfa.com/

چه قد بده گاهی این شکلی میشه : (

احمد چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 02:56 ب.ظ http://serrema.persianblog.ir

به نظرم به غیر از خود طرفین و اون مادیاتی که وسط هست ، چیز ها یا کسایی هستن که باعث این شکایت و شکایت کشی میشن !! اصطلاحا بهشون میگن عوامل پشت صحنه ...

به هر حال هرچی باشه ، حساب حسابه ، کاکا برادر

واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:08 ب.ظ

من اصولا دیگه از هدیه گرفتن بدم میاد!... چون عین یه بار رو شونه هام سنگینی می کنه! همش توو این فکرم به چه مناسبتی، کجا طرف رو ببینم دو برابر هدیه ای رو که داده بهش برگردوندم، زیر منتش نباشم! هر بار هم این کار رو نکردم و بی خیال شدم گفتم دلش خواسته یه هدیه ای داده، بعد ده برابر اون هدیه، جای دیگه ضرر کردم! بلافاصله و یه حوری ماجراها بهم ربط پیدا کرده که بفهمم ای بابا این تصادف ماشین که صدهزارتومان خسارت زد، ناشی از اون جعبه شکلات ده هزار تومنی بود که فلانی برام آورد و فلان انتظار رو داشت... الان دیگه یکی یه جعبه شکلات بهم بده می برم می دهم در مسجدی حسینه ای خیرات امواتش بشه! جعبه رو باز نمی کنم...

واحه چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:35 ب.ظ

دور و برتون یه نگاهی بیندازید این پیرزن پیرمردهایی که هفت هشت تا بچه دارند، توو بچه ها اونی رو که بیشتر پول خرجشون می کنه بیشتر دوست دارند، حتی اگر بقیه بچه ها عین کارگر خدماتی در خدمت مادر و پدر باشند، اونی عزیزتره که پول بیشتری می ده!
اصلا ماها کل انسانیت رو زیر سوال بردیم...

نینا چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:46 ب.ظ http://taleghani.persianblog.ir/

میلاد شما نقض نکنی نمیشه؟
والا من کلا کار شراکتی جز با داداشم با هیشکی انجام نمیدم

نینا چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:48 ب.ظ http://taleghani.persianblog.ir/

آقا میلاد نینا خان نیست و نینا خانوم هست.
جنسیتمونم این روز بردی زیر سوال ها

فاطمه شمیم یار چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 05:19 ب.ظ

سلامم
و نکته سوم اینکه ترکیب این دوتا با هم ببین چه چیز فوق العاده مزخرفی بوجود میاره اغلب البت...
و نکته چهارم هی روزگااااااار...

paizeeboland چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 05:42 ب.ظ

avalanNNNNNNNNNNNNNNNNNNN

REFAGHATE 20 SALEI KE BA SHERAKAT E TEJARI TO KAMTAR AZ 3 MAH KHARAB SHE REFAGHAT NABODE, bayad bargasht on 20 salo moror kard

2- agar sherakate tejariye 3 maharo ye refaghate 20 sale negah nadare bayad yeki az rofagha mirid be tejarato refaghato hefz mikard

3- bedone hich ertebate namalomi va be ghole hazrate SHAER ke mifarmayand: PEDARE MELLATE IRAN AGAR IN BI PEDAR AST
BE CHERNIN MELLATO GORE PEDARASH BAYAD RID

4- BAYAD RID AGHA BAYAD RID

5- AZ GHWDIM GOFTAN ADAM SHERIKI ZAN BEGIRE ))) AMMMAAA))))) SHERIKI KAR NAKONEEEEE
.
.
.
BOZORGTARA HATMAN YE CVHI MIODESTAN AGHA
.
.
.
BAYAD RID AGHA, BAYAD RID

باغبان چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:48 ب.ظ http://laleabbasi.blogfa.com

این ضرب المثله اومد به ذهنم:"
حساب حسابه
کاکا برادر!

ارش پیرزاده پنج‌شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:10 ق.ظ

یعنی من عاشق مهربانم ....
یعنی همچین تکلیفش با خودش مشخصه

امید پنج‌شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:40 ب.ظ http://janeghazal.persianblog.ir/

واقعا...

یکی پنج‌شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:27 ب.ظ

رفاقت... دوستی... هر نوع رابطه انسانی بین انسانها فقط یک قرار داده که هر زمان به هر دلیل
امکان فسخ و ابطالش وجود داره...

فرزانه جمعه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:48 ق.ظ http://www.boloure-roya.blogfa.com

شاید اگه از اول همه چی مکتوب باشه و قراردادی نوشته بشه و شرایط کار هم معین باشه کمتر مشکل پیش بیاد، اما ترجیح خود من اینه که با هیچ دوستی روابط اقتصادی و مالی نداشته باشم. تجربه مزخرفی در این خصوص دارم.

آوا جمعه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:16 ق.ظ

وقتی دو برادر،هم خون ، نمیتونن شراکت
کنن و می زنن به تیپ و تاپ هم،دیگه از
دوستای بیست سی ساله چه توقعی.
نمیشه اینم تعمیم دادامابنظرمن پایدار
بودن یا نبودن یه شراکت به فامیل و
دوست و رفیق بودن با طرف مقابل
نیست..به میزان دقیق بودن حساب
کتاب و پایبندی به تعهدات هر دو
طرف به شرط و شروط شراکته و
غیره!..............................
یاحق...

واحه جمعه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 10:29 ق.ظ

شاید خیلی مسخره به نظرتون بیاد اما شما می دونید یکی از جدی ترین علائق من رسیدگی به حیوانات است،
فکر می کنم پولی رو که بقیه مردم می دهند برای سیگار و مشروب و لوازم آرایش و... من لذت می برم با اون پول به چند تا حیوون غذا بدهم یا کارهای درمانی شون رو انجام بدهم...
توو این سالها همیشه یه عده آدمهایی دور و برم خبر دار شدند از کارهام و حالا به هر دلیل، خودشیرینی یا هر چیز دیگه ای دواطلب مشارکت توو این ماجرا شدند...

از یه جایی به بعد دیدم ای بابا هر حیوون آسیب دیده یا تصادف کرده یا حتی سالمی رو که با مشارکت مادی و معنوی دیگران بهش رسیدگی می کنم، به وضع فجیعی می میره! ولی تمام حیوونایی که خودم هزینه هاشون رو کامل پرداخت می کنم و مراقبتشون رو می کنم از مرگ حتمی نجات پیدا می کنند تا چند سال بعدش هم زندگی می کنند و با یه مرگ طبیعی می میرند!

برا همین چیزاست که می گن منافق از کافر بدتره...

[ بدون نام ] جمعه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:12 ب.ظ

بعله جناب باقرلو خان، بعله.
چنین موجوداتی هستیم...

چنین مزخرفست...

راهی جمعه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:31 ب.ظ

گذشت اون دوران که
"ما زیاران چشم یاری داشتیم"

سپیده شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:45 ق.ظ http://setaresepideashk.persianblog.ir/

و تــــــــــرسناک

مارال شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:41 ب.ظ

وسوم شریک عجب موجودی که خدا شریک نداره به دو دلیل که شما گفتید .....

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.