زن دایی اعظم هم پر کشید ...
مادر نازنین کلاسور و دختر آبان
یکی از همان دو مادری که پیشتر گفته بودم روی تخت بیمارستان است
جوان ... فرشته خو ... مهربان ... نجیب ... مظلوم ... شریف ... انسان
و حالا دیگر فقط خاطرهء خنده های آرام و مهربانی های مدامش می ماند تا ابد
.
.
.
.
.
.
.
.
چقد از این خبر ناراحت شدم...
خدا رحمتشون کنه...روحش شاد و یادش گرامی...
آه..
تسلیت به فریبای خوبم و رامین عزیز
تسلیت به شما و مریم بانو و خانواده گرامیتان ..به حمید و وحید و محبوب نازنین
این اردیبهشت دیگر خیلی بی رحمانه دارد اردیجهنم میشود..
خدا بیامرزه محسن.........
تسلیت می گم جناب باقرلو ...
روحشون شاد ...
ای وای...ای وای بر من....
توی فیس بوک هروقت فریبا نوشت از مامانش، من هی دعا کردم براشون...حالم خیلی بد شد محسن خان...یه چیزی تو دلم فرو ریخت که...میدونین....یه شوکی مثل شوک خوندن کامنت فوت شیرزاد توی همین وبلاگ شما...تنم یخ زد....
خدا رحمتشون کنه...و به رامین و فریبای نازنینم صبر بده...این اردیجهنم ها تموم نمیشن؟
:(
روحشون در آرامش و شادی ابدی.
خدا بیامرزدشون و به بازمانده ها صبر بده...
عرض تسلیت قربان...
وای
خدا بهشوون صبر بده.
به فریبا.
این اردیبهشت لعنتی ،این اردیبهشت
لعنتی...وای خدا...خدا خودش صبر
بده..خداخودش دلشون رو آروم کنه
خدا خودش کمکشون کنه......ای
لعنت به این روزگار که مفت مفت
گل هاش رو پرپر می کنه....خدا
دلشون رو آروم کنه.....تسلیت
میگم به رامین عزیز ، فریبای
عزیز و به شما و خانواده
عزیزتون...تسلیت می گم...
دیگه هیچی نمیتونم بگم....
هیچی..هیچی..............
یاحق...
خدا رحمتشون کنه...
مادر مرد از بس که جان ندارد
وقتی شنیدم انگار تمام تنم یخ زد، باورم نمیشد، انقدر شوکه شدم که اشکم در نمیاد ولی یه بغض بزرگ توی گلومه که داره خفم میکنه......
تسلیت میگم
خدا به فریبا جون و رامین صبر بده
من الان چی بگم که تاثیر داشته باشه؟!
متاسفم؟!
متاثرم؟!
.......
برای بازماندگانشون مخصوصا فرزندانشون از خدا طلب صبر میکنم....
ضمنا
یادتون نره که بهشت زیر پای مادرانه.
وای خدای منننننننننننننننن
فریبا
عرض تسلیت.
ان شاء الله خواب ابدی شان سراسر آرامش باشد و رویا.
و برای بازماندگانشون صبر صبر صبر زیاد... جای خالی یک عزیز همیشه تا آخر دنیا یک جای خالی بزرگ باقی می ماند، هیچوقت با هیچ عزیز دیگری پر نمی شود.
ما هم در غم از دست دادن آن بانوی وقار و متانت غمگینیم روحش شاد و یادش گرامی
خداوند به فریباخانم و رامین جان یادگاران آن مرحومه و حسین آقا صبر عطا فرماید
میدونم تسلیت خیلی واژه کمی واسه این درد اما هیچ واژه دیگه ای نیس که این درد و بیان کنه...تسلیت میگم
امیدوارم خدا به همتون صبر بده
خدا رحمتشون کنه
تسلیت میگم محسن خان
خدا به شما و خونوادشون صبر بده
........
خدایش بیامرزد ...
:(
امان از غم پرکشیدن مادر ..........
تسلیت :(
تسلیت میگم
با اینکه ندیده بودمشون اما خیلی متاثر شدم. شاید چون دورادور فریبای عزیز و رامین خان رو میشناختم...
روحشون قرین رحمت و دل عزیزان ما آرام و صبور الهی...
خدا خودش کمک کنه...
روحش شاد...
خداوند رحمتشون کنه ...
روحشون شاد....
تسلیت میگم ، روحشون شاد
روحش آرام ایشالا
تموم شدن دردهای زمینی تسلیت نداره
چون اون مادر حالا دیگه رها شده از درد
برای رامین و فریبا آروزی صبر دارم .
خدا رحمتشون کنه و به خانواده و خصوصن بچه ها صبر بده.
تسلیت میگم.
ایشالا غم آخرتون باشه.
تسلیت میگم
روحشون شاد
محسن خان و مریم عزیز تسلیت میگم .روحشون قرین رحمت. به این دو عزیز نیز پر کشیدن آسمانی مادرشون را تسلیت میگم .
باور کردنش سخت است
تلخ است
غم آخرتون باشه
امیدوارم خدا بهتون صبر بده
داشتم تو ذهنم مرور می کردم که تو این مدت این چندمین عزیزی ِ که از پیشتون رفته ؟! ...
مثل رفتن ِاون استاد ِبزرگی که گوش ِشنوا بود و رفت ..
عمه ای که دوستش داشتی و رفت ...
شیرزادی که رفتنش رو باور نکردی و رفت..
و حالا زن دایی ..
همزمان کلیک کردم روی لینک " هنوز باورم نمی شود " و دیدن ِاون عکس .
دلم گرفت . و ترسیدم . ترسیدم از اینکه ، از دست بدم ...
روحشون شاد
بهتون تسلیت میگم
روحشون شاد........برایتون صبر ارزومندم.
تسلیت میگم جناب باقرلو
هم به شما هم به رامین و فریبای عزیز
غم آخرتون باشهانشالله گرچخ عمر دست اوست
فکر می کنم یکی از بزرگترین ودرداورترین غم های عالم، غم از دست دادن مادر که هیچ مرحمی هیچ مرحمی وجود نداره که تسکینش بده
به این دوتا خواهر و برادر عزیز، تسلیت می گم
از خدا برای هردوشون صبر می خواهم
انشالله صبوریشون بیش تر از پیش بشه
به شما و برادرهای نازنینتون هم تسلیت میگم محسن خان
خیلی سخته نبودن عزیزان .خیلی سخته ...
برای شما و این عزیزان از خدا صبر می خاهم . و انشاالله خدا دلشون رو آروم کنه .
روح این مادر عزیز هم غریق رحمت . تسلیت ما را پذیرا باشید.
نمیتونم بگم غم آخرتون باشه چون همه با غم زندگی میکنیم...تسلیت هم واژه تلخیه و مسخره...اما امیدوارم خدا رفتگانتون رو رحمت کنه و زندگان رو براتون نگه داره
امیدوارم قدرت شکیبایی و تحمل این درد رو پیدا کنید.
..وای..فریباجان...
میدونم چه روزای سختی رو داره میگذرونه دخترآبان ..
خدا خودش صبر و تحمل بده به عزیزانش..
تسلیت میگم به فرزندان نازنینش..و به خانواده باقرلو..
روحش شاد..
تسلیت عرض میکنم...
قربون تک تک کسایی که اینجا کامنت گذاشتن برم من ! ...
نه بی عاطفه ام نه هیچ چیز ! اما از ته قلبم خوشحالم واسه مامانم ! واسه اینکه دیگه از درد به خودش نمیپیچه ! دیگه شب تا صب بیدار نمیمونه ... دیگه گاه و بیگاه چشاش خیس نمیشه از دردی که داشته ! ....
اون خوب باشه اون آروم باشه همین واسه من آرامشه ! ....
بازم مرسی از همه
سلام استاد
دوستان ...
با اینکه نمی شناختمشون ...ولی با تعریف های شما و اینکه تموم مادران این دیار خصلت ها و صفات خوب و نیک یکسانی دارند....
می دانم و میدانیم جای ایشان مناسب و خوب خواهد بود...خدا بیامرزدشان...به دوستان وبلاگی داغدار نیز تسلیت عرض می کنم و امیدوارم خدا کمی صبر بهشون عطا کنه ...چون میدونم داغ مادر خیلی خیلی سخته....
تسلیت میگم حاج آقا.امان از این رفتنا
هزار تحسین نثار روح بزرگ تو فریبای عزیزم
غمت را کوچک میگیری با این تسلا که مادر عزیزت از درد رها شده. مطمئن باش جای مامانات الآن خیلی خیلی خوب است.
خدا به تو و خانوادهء عزیزت صبر بدهد و انشاءالله که زندگیتان منبعد سرشار از سلامتی و دلخوشی باشد دختر خوب من
سلام جناب باقرلو
عرض تسلیت
برای شما و خانواده محترم آرزوی صبر دارم
مرسی پروین خانوم عزیز :)
آن روز، وقتی او رفت، عمیقا شکستم... اما امروز رفتنش را با آرامشش قرین میبینم... چرا که دیگر، نگاه مغرورش پی کمک های گاه و بیگاه این و آن، پراشک نمی شود...
این صرفا حس شخصی من بود از رویدادی مشابه... خدا کند که جسارتی به این عزیزان محسوب نشود.
عمیقا برای دوستان محترمتان "کلاسور" و "دختر آبان" و صدالبته خودتان، آرامش را آرزو میکنم.
روح مادر رفته شاد و وجود آن مادر دیگر، محفوظ...
سلام
عرض تسلیت.
سلام آقا..