کرگدن جان ما میخواستیم بلاگزیت این هفته با شما مصاحبه کنیم ، چون کودک فهیم زحمت کشیدن و مصاحبه مردن میفته برای هفته های بعد تا امت همیشه در صحنه یادشون بره
کد رو هم گفته کجا بذارین دقیقا. من که از html سر در نمیارم راحت تونستم پیدا کنم جاشو. اصل مطلب گرفتن کدشه. اونو تا آخر بخونید اگه بازم نشد من کمکتون می کنم :)
عکس ارسال شد و به حمد الله از رو سیاهی و اتهام آب هندونگی در اومدیم. ببینم راستی حرفخونه هم تو این بازی راه داده شده بود یا خودش خودشو دعوت کرد؟ من اینجوری برداشت کردم که یه فراخوان عمومیه . امیدوارم خصوصی نبوده باشه که باعث شرمندگیم میشه.
کرگدن
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 ساعت 02:52 ب.ظ
نه بابا خصوصی چیه ؟! مال بابام که نیست ! افتخار دادید و خیلی مرسی ...
خواندیم و بسی لذت بردیم! جدا باحال بود! چند جاش خندیدم! (چی!؟ مصاحبه که خنده نداره!؟ خب اینو به خودت بگو!)... معلومه سرحال بودی! تو مصاحبه ای که با وحید وبگپ کرده بودی با یه من عسل هم نمیشد خوردت ولی اینجا با یکی دو پیمونه میشه نوش جانت کرد!؟ (چی!؟ واحد عسل پیمونه نیست!؟ به تو چه!؟ اصلا تو چرا انقدر وسط کامنت از آدم سوال میکنی!؟)...
من هم مثل خیلی دوستان چون جدیدا از شرکت هم آپدیت میکنم دچار بحران فلسفی شدم که عکس سیستمجات محل کارمو رو بذارم یا خونه رو!؟ (ولی خداییش اگه یه تحقیق جامعی بشه یکی از بزرگترین علتهایی که مملکت پیشرفت نمیکنه اینه که ملت دارن تو محل کارشون وبلاگ میخونن! خود تو به تنهایی قد چند سال مملکت رو عقب انداختی!)...
کرگدن
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 ساعت 03:12 ب.ظ
آره ! شاید این یکی چون غیر حضوری بود اینجوری بودم ! شایدم دفعهء دوم ام بود حرفه ای شدم ! شایدم از شانس وحید طفلک بوده !!
کرگدنمن
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 ساعت 03:13 ب.ظ
من خودم به شخصه بیشتر دوس داشتم بچچه ها سیستم خونه رو بفرستن ... باز خود دانی چند ضلعی جان !
یوتاب
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 ساعت 03:15 ب.ظ
من دیشب چند بار از چند زاویه عکس گرفتم بدبختانه یو اس پی موبایلم خونهس؛ فرصت بدید تا غروب منم بازی!
اصل حرف یادم رفت!... با تمام این تفاسیر چون اولین آپدیتهام تو خونه بوده عکس تو خونه ایم رو میفرستم! ولی اگه زن و بچه از اینجا رد بشه و تو گناه بیفته تو مقصری ها! من حوصله ندارم مثل یوسف برم تو در و دیوار و یه جاهاییمو بکشن پاره بشه! (منظورم یقه پیراهن در داستان زلیخاس! کمی مثبت فکر کن خواهشا!)...حالا خود دانی!
محسن جان من خونه کامپیوتر نداشتم گاهی که کار مهم و فوری فوتی دارم از کامپیوتر مادر خانمم اینا استفاده می کردم. البته جدیدا یه کامپیوتر خریدم که هنوز نصب و راه اندازی نشده ... به خاطر همین کامپیوتر شبکه العالم رو گذاشتم ، آخه راستشو بخوای من این کامپیوتر رو بیشتر از خانم بچه هام می بینم ! خلاصه اینکه ببخشید طبق درخواست شما نیست
کرگدن
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 ساعت 03:54 ب.ظ
گور بابای درخواست ما ! همین که تو این بازیها شرکت می کنی ممنونتم و کلامو میندازم هوا سیبیل بابام میچرخه نمیدونی تا کجا میره توانا بود هر که دانا بود مرگ بر منافقین و صدام !!
مجددا تشکر می کنم از حضورتون جناب باقرلو.
نفرمائید !
تشکر از ماس !
ا . م . ن
و تو چه میدانی از محمود ؟!
اصلاحیه :
م . ا . ن
کرگدن جان ما میخواستیم بلاگزیت این هفته با شما مصاحبه کنیم ، چون کودک فهیم زحمت کشیدن و مصاحبه مردن میفته برای هفته های بعد تا امت همیشه در صحنه یادشون بره
کرگدن ، اون عکسه آخری که فرستادم و کم حجم بود ، آخر آخریه ، لینکش درست بود ؟! دیگه عکس نگیرم ؟!
چه وظیفه ی سختی داری محسن
از چه نظر خاله نونو ؟!
آها از اون نظر !!
داش محسن! حسب الامر جنابعالی ، مام فرستادیم! فقط دفتر کارمه! چون 25 ساعت از 24 ساعت شبانه روز رو من ادارم!!!
شهریار عالم و آدم بلاگستان شدی، یه کار به ما یاد ندادی.....چه جوری لینکام بر اساس آپدیت بیاد بالا....الآن چه احساسی داری؟ می تونی توی چشام نگاه کنی؟
راستش من خودمم بلد نیستم می نو !
یکی از دوستان واسم ردیفش کرده !
( آیکون یه کرگدن سنتی بی سواد !! )
سدووووووووووووووووووووووم...
من یه لینک میذارم اینجا واسه می نو جون. شاید بتون کمکش کنه...
خیلی کامل و قدم به قدم گفته.
http://manopezeshki.persianblog.ir/post/20/
تیشتریا جون مسئله اینه که کجا باید کدو بذاریم ؟ مسئله این است:دی
سحر خیز شدید دکولته بانو جان !
کد رو هم گفته کجا بذارین دقیقا. من که از html سر در نمیارم راحت تونستم پیدا کنم جاشو.
اصل مطلب گرفتن کدشه.
اونو تا آخر بخونید اگه بازم نشد من کمکتون می کنم :)
خوندیم و لذت بردیم.
چی چرا اونوخ آیا؟
مصاحبتو خوندم...خیلی خوب بود...آفرین به تو و کودک فهیم...
قرررررررربون شما !
عکس ارسال شد و به حمد الله از رو سیاهی و اتهام آب هندونگی در اومدیم.
ببینم راستی حرفخونه هم تو این بازی راه داده شده بود یا خودش خودشو دعوت کرد؟
من اینجوری برداشت کردم که یه فراخوان عمومیه .
امیدوارم خصوصی نبوده باشه که باعث شرمندگیم میشه.
نه بابا خصوصی چیه ؟!
مال بابام که نیست !
افتخار دادید و خیلی مرسی ...
خواندیم و بسی لذت بردیم! جدا باحال بود! چند جاش خندیدم! (چی!؟ مصاحبه که خنده نداره!؟ خب اینو به خودت بگو!)...
معلومه سرحال بودی! تو مصاحبه ای که با وحید وبگپ کرده بودی با یه من عسل هم نمیشد خوردت ولی اینجا با یکی دو پیمونه میشه نوش جانت کرد!؟ (چی!؟ واحد عسل پیمونه نیست!؟ به تو چه!؟ اصلا تو چرا انقدر وسط کامنت از آدم سوال میکنی!؟)...
من هم مثل خیلی دوستان چون جدیدا از شرکت هم آپدیت میکنم دچار بحران فلسفی شدم که عکس سیستمجات محل کارمو رو بذارم یا خونه رو!؟ (ولی خداییش اگه یه تحقیق جامعی بشه یکی از بزرگترین علتهایی که مملکت پیشرفت نمیکنه اینه که ملت دارن تو محل کارشون وبلاگ میخونن! خود تو به تنهایی قد چند سال مملکت رو عقب انداختی!)...
آره !
شاید این یکی چون غیر حضوری بود اینجوری بودم !
شایدم دفعهء دوم ام بود حرفه ای شدم !
شایدم از شانس وحید طفلک بوده !!
من خودم به شخصه بیشتر دوس داشتم بچچه ها سیستم خونه رو بفرستن ... باز خود دانی چند ضلعی جان !
من دیشب چند بار از چند زاویه عکس گرفتم بدبختانه یو اس پی موبایلم خونهس؛ فرصت بدید تا غروب منم بازی!
اصل حرف یادم رفت!...
با تمام این تفاسیر چون اولین آپدیتهام تو خونه بوده عکس تو خونه ایم رو میفرستم! ولی اگه زن و بچه از اینجا رد بشه و تو گناه بیفته تو مقصری ها! من حوصله ندارم مثل یوسف برم تو در و دیوار و یه جاهاییمو بکشن پاره بشه! (منظورم یقه پیراهن در داستان زلیخاس! کمی مثبت فکر کن خواهشا!)...حالا خود دانی!
کمی دندون رو جیگر میذاشتی خودم داشتم همینو میگفتم!...
به قول حسین پناهی بزرگ : خواستم ولی مقدورم نشد !
چون تو شرکت تنهام و هیچ جیگری اطرافم نیس که دندون بذارم روش !!
کرگدنمن همون کرگدن خودمونه؟ D:
خوش بحالتون سر کارید من تو خونه کپک زدم!
بیا جای من ( دور از جونت ) حمالی !
من برم خونه کپک بزنم صفا کنم !!
ما هرچی صفا بود کردیم تموم شد!
کپک زدن که صفا نداره! به پوچی میرسه آدم بعد یه مدت. حمالی کردن اقلا احساس مفید بودن به آدم میده کیف داره!
با خانواده دست جمی خوندیمو صفا کردیم.به نظر میرسه شما هیچوقت پیر نشید.منظور دل بود.
دیگه از این پیرتر ؟!
فسیل منظورتونه ؟!!
بدی کرگدن جماعت همینه دیگه !
توش خودشو میسوزونه بیرونش مردمو باد میزنه !!
محسن جان من خونه کامپیوتر نداشتم
گاهی که کار مهم و فوری فوتی دارم از کامپیوتر مادر خانمم اینا استفاده می کردم.
البته جدیدا یه کامپیوتر خریدم که هنوز نصب و راه اندازی نشده ...
به خاطر همین کامپیوتر شبکه العالم رو گذاشتم ، آخه راستشو بخوای من این کامپیوتر رو بیشتر از خانم بچه هام می بینم !
خلاصه اینکه ببخشید طبق درخواست شما نیست
گور بابای درخواست ما !
همین که تو این بازیها شرکت می کنی ممنونتم و کلامو میندازم هوا سیبیل بابام میچرخه نمیدونی تا کجا میره توانا بود هر که دانا بود مرگ بر منافقین و صدام !!
این ملت ایران همه چی رو سیاسی می کنن !

صدامو چیکار داری آخه
صدامو یا صداتو ؟!
مگه نشنیدی شاعر میگه :
زنگ صداتو دوس دارم مث لالائیه !!
من همه جاتو دوس دارم مث باقالیه !!
شکسته نفسی نفرمائید شما از نظر منو خانواده(بابام) نهایت 26،7سالتونه.البته افکار در حد106،7ساله.
راستی بلاگ خانمتون نامو نشانش چیه؟ من هر چی این گوشه کنارا چشم چرخوندم نیافتم از بس زیاده گیج شدم گفتم بپرسم بهتره.
بینم شما اومدین اینجا دیگه اونورو یادتون رف؟ چی شد پس پست خدافظیتون؟
چه جالب ...
اتفاقن بعد چن روز همین الان اونور بودم ...
چشم ... سر فرصت پست آخر اونجا رم میذارم ...
محسن خیلی باحال بود ..
لامصب این باقالی جزو لاینفک ادبیات توه
اقا ما همین الان فرستادیم
سلام عرض شد وخت بخیر.
داداشی ما عکس را فرستادیم .
آقا ما آپ می باشیم.
ما نفهمیدیم ، آخر عکسمون درس فرستاده شد ، ناقص شد ، کامل شد ، قشنگ شد ، بد شد ، اصلا فرستاده شد ، نمیدونم والا
صحیح سالم رسید مرسی !
خیلی بده آدم به تازه کارها بی توجه باشه!!!!!!!!!!سوال من جواب نداشت؟
درضمن پیشاپیش خسته نباشی
والا به جان مادرمون وبلاگ شما باز نمیشه !
چن بارم امتحان کردیم نشد که نشد !
تازه کار چیه ؟!
دیگه فحشمون ندید دیگه !