آدمی گاهی وخت ها دوست دارد برود یک گوشه ای خودش را گم و گور کند .
بهترین جا اینجوروخت ها دل طبیعت است . جنگل و کوه و دشت و بیابان و دریا ...
این وسط بعضی ها بعضی را بیشتر دوست دارند و ترجیحش می دهند ... یکی دل به کوه
می سپارد و یکی خودش را توی جنگل گم می کند . یکی توی بیابان رها می شود و یکی دل به دریا می زند . هرکدامش هم یکجورهایی خوب است ها اما این وسط دریا یک چیز دیگر است ...
وقتی می رسی به این عظمت بی تمام آبی دوست داری دریا بشوی
دوست داری تنت را بسپاری به این بی انتهایی تا دمی حس بی نهایت بودن کنی
لحظه ای حس کنی این بی نهایت زیبا و بی رحم آب حیات است و تو خضر تشنه لب و تن تشنه
بروی و گم بشوی در آغوش تک تک موجها و تن بدهی به عشق بازی دریا و ساحل
دوست داری بی نهایت بشوی عینهو دریا
دوست داری دریا بشوی ...
-
پی نوشت :
آقا چقدر حال می دهد خودت یکجای دیگر دنیا نشسته باشی و وبلاگت همینطور فرتکی برای خودش آپدیت بشود ها ...
کاش می شد یک تمهیدی هم بیندیشند برای این لامصصب که جواب کامنتها را هم خودش اتومات و سر خود بدهد . هوووم ؟
اول...............اووول............
"دوست داری تنت را بسپاری به این بی انتهایی تا دمی حس بی نهایت بودن کنی "
..این جملت خیلی چسبید....خییلی...حس بی انتهایی....
....خوش بگذره کرگدن عزیز...قدر اون لحظه ها رو محفوظ دار جناب...
سلام
امیدوارم خوش باشی داداش
همه این حرفا مال وقتی هست که عزیزی رو دریا ازت امانت نداشته باشه
بابا دور کاری! بابا دور آپی! بابا مدیریت زمان!...
دو جا هست که هیچوقت حس اولین باری که دیدمش رو فراموش نمیکنم...
یکی میدون نقش جهان که با دیدنش چمشام از اینهمه شکوه و زیبایی پر شد...
یکی هم دریا...ساحل محمودآباد بود...از عظمتش شوکه شدم...یجورایی میشه گفت ترسیدم...حس عجیبی داره...
عکس خیلی قشنگیه. تموم حس و حال دریا را میشه تو عکس دید
راستی هم چه حالی میده وبلاگ واسه خودش اپ بشه...ولی بودن خودت یه چیز دیگه اس...
خدا کنه خیلی بهتون خوش بگذره
لزومن اینطور نیست که توو دل طبیعت گم بشی.
من دوس دارم توو یه شهر اروپایی گم بشم.
یکی از این شهر های اروپایی که خیلی درگیر تجدد نشده.
عکس رو خیلی دوس داشتم.... عظمت دریا رو خیلی قشنگ نشون می ده... موج هایی که از همینجا معلومه چه ارتفاعی دارن ... صدای دریا که با دیدن این عکس پیچیده تو گوشم .... و آدم بودن چه حس غریبی داره تو این عکس.... یه موجود کوچیک و تنها در برابر این عظمت وصف نشدنی....
سفرتون سلامت
دریا رو خیلی دوس دارم.
هم آغوشی دریا و ساحل رو هم خیلی دوس دارم.
دوس دارم ساعتها کنار ساحل بشینم و به این عظمت بی انتها زل بزنم.
سلام استاد.....سفر خوش بگذره ان شا...
در جواب هووووم پی نوشتتون هم ..... هووووووم!
ولی آیا شما جواب کامنتها را هم میدهید که این امر خطیر را موکول میکنید به قابلیت های آینده ی این بلاگ اسکای طفلکی؟!.....والا ما که چیزی ندیدم جز در موارد ضروریات!!!و احیانا قدم رنجه ی خودتان به کامنت های فرد مورد نظر!!ولی عجب فکریه..
اووووهوووومممم....
چقدر این روزها حال من را می نویسی....
این پست الان با قدرت خدا فرتکی آپ شده؟
منم با شما موافقم. دریا یه چیز دیگه اس. از جنگل و کوه میترسم ولی دریا نه!شاید چون خودم بچه ی دریام و جنوبی ام...
عکس خوشگلیه. دلم واسه دریا تنگ شده. ولی دریای جنوب یه چیز دیگه اس.
این عکست
این تنهاییت هم قشنگه و هم اعصاب خرد کن!
ار پستت این عکس قشنگ تره...
میشه اسم این عکس رو گذاشت:
ام م م م م کرگدن و یک و یه دریا آرزو..
نمیدونم چرا اما این به ذهنم رسید ..
این عکس رو خیلی دوس دارم با اجازه تو فایلام ذخیرش میکنم..
دریا...عشق ساحل به دریا....گم
شدن در آغوش تک تک موجها..
وموجهای سرسخت زندگی
وبایک قایق موتوری بزنی
تو سرشون وبهشون
پیروز بشی.
هوم!!!!!
یاحق...
همیشه دوست دارم یه تخته سنگ تو ساحل پیدا کنم و بشینم روش و ساعتها زل بزنم یه دریا ... و همیشه هم دلم می خواد زمانی که از جام بلند می شم تمام غصه هام رو زیر موجها جا بذارم ....
عاشق دریا هستم ولی کاش دلم هم دریایی بود ...
خوش بگذره
علم چه پیشرفت کرده
مررررررررررررسی عکس
چقدر حسش خوبه
یه چیزی بگم نوشتت رو تو عکس گم کردم وسطه راه که به عکس رسیدم متن رو بیخیال شدم رسیدم به عکس و نیگاش کردم
مرددددددددددددددد
راستش من از دریا میترسم از موج بهم نخندیا
پی نوشتات خندم انداخت محسن
به جناب محسن خان پاییز بلند
مرسی جناب..همه اینایی
که فرمودین ضربدر۲
به توان ۱۰۰واسه
خودتون...
یاحق...
محسن جان فقط میخوام احساسمو از دیدن این عکس بهت بگم
همونی رو که اولین لحظه باز شدن عکس بهم القاء شد
اگر میتونی و میشه تروخدا دیگه این لباسو تنت نکن
از مریم بپرس بهت میگه چرا
من ازت عذر میخوام بخاطر این پرروییم
اینجا کجاست؟شماله؟بابلسره؟
(آقا ما به اینجامون رسیده از بس زدیم به دریا!دلمان کوه میخواهد!)
خوش به حالت .... ۲سال و نیم همسایه دریا بودمو قدرشو ندونستم ... ۳ماهه ندیدمش... دلم داره ژرمیکشه براش ... اما عزممو جزم کردم ک حتما تا بهار تموم نشده برم زیارتش... دعا کن بطلبه مارو .... آمین
چه باحال...
همچین می گی یک جای دیگر دنیا نشسته باشی انگار رفتی سواحل دریای کارائیب
هر جای دیگر دنیا هستی خوش باشی
خوش بگذره
عکستون بی نظیره . واقعا عالیه .
کاش میشد بگین چجوری میشه تو بلاگ اسکای این کارو کرد . هر چی گشتم نتونستم پیداش کنم که بصورت اتوماتیک وبلاگ آپ بشه . تو کدوم قسمته دقیقا ؟؟
مشابه این عکسا خیلی دیدیم ولی این عکسی که تو گذاشتی خیلی تاثیرگذار تره! نمیدونم ساحل زیبای خزر چرا باید اینهمه پر از آشغال و جسد فکهای مرده باشه!
من جای گم و گور شدنو هنوز انتخاب نکردم. خیلی سخته خب.